جوب در آسمان

خیس نشوید!

جوب در آسمان

خیس نشوید!

جوب در آسمان ...پس چه خیال کردی ؟! به خیالت مینویسم آسمان در چشم های تو ...آه مامانم اینا! از این عاشقانه های شیت شده!
یا حتی نه"آسمان در جوب " آخر وقتی به آن خوبی میشود آسمان را دید چه کاری است که به جوب نگاهی کنی برای دیدنش
اما گاهی باید جوب را در آسمان دید گاهی...باید...

کانال این وبلاگ هم راه اندازی شده :
https://t.me/kennelatsky

آخرین مطالب
پیام های کوتاه
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۶ دی ۹۴ ، ۲۲:۵۷
    دور
  • ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۹
    .
آخرین نظرات
  • ۴ بهمن ۹۶، ۱۰:۲۷ - parsay
    mamnoon
  • ۱۸ خرداد ۹۶، ۱۳:۴۰ - چ‍[نا] گوارا
    به وفور.
پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مولانا» ثبت شده است


میدونی خوبی آرزو های بزرگ چیه؟آرزو های خیلی خیلی بزرگ...آرزو های خیلی دور...
شاید برات عجیب باشه اما آرزو های خیلی بزرگ آرومت میکنن ... میدونی زورت نمیرسه براوردشون کنی میفهمی دست تو نیست برآورده شدنشون ...بالا پایین های تو برا بدست آوردنشون شبیه شوخیه *خلاصه که گمان مبر که ای کار بی حواله برآید-حافظ
خب تا اینجا قسمت نا امید کننده ماجراست اما این آرامش از نامیدی نمیاد یعنی هم میاد هم نه! این آرامش از ناامیدی از خودت و امیدواری به او میاد ... اویی که ...! وقتی میدانی تنها راه براوردشدن اون آرزو اونه... خب حواست فقط به اونه!حواست هست دل اونو به دست بیاری ... برای اون خود شیرینی کنی! حواست هست برا به دست اوردن آرزو کاری نکنی که اون دوست نداره ... چون اولا میدونی با اون کارت به آرزو نمیرسی (زورت کمه!)و دوما شاهراه رسیدن به آرزو از طریق اون رو میبندی!احساس میکنم کلی توضیح واضحات دادم و خودم حالم از این بد میشه

 * این کارا شوخی هاییه  که خدا جدی میگیره! یا من یعطی الکثیر بالقلیل 
**راستی خیلی وقتا شده این دلبری کردن از اون اینقدر لذت بخش بوده که تو بیخیال خواستت میشی ولی اون بهت میدتش و تو خجالت زده میگی:"آوه!من به وجود چنین چیزی چنان چیز حقیر چون می طلبیدم؟!"_مولانا فیه ما فیه


محمد
۱۵ آبان ۹۶ ، ۲۲:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
الوعده وفا 
قول دادم از فیه ما فیه مولانا برایتان چیزکی بکنم و بیاورم شما به بزرگی خود کوچکی این را ببخشید 
اگر قرار بود اندکی بیشتر بیاورم این کتاب همه اش خوب است بروید هر جایش را فهمیدید بخوانید و برای بقیه تعریف کنید 
مولانا روشن فکر است  و عجب روشن فکری است امروزه روز هم مثل او نداریم اندیشه هایش برای امروز هم تازه است البته که مثل هر سخنوری و روشن فکری (و هرکسی دیگر!) باید با نقد او را خواند گرچه که او مرد 1000 سال بعد از خودش باشد.سخن طولانی کوتاه کنم برویم در محضر مولای بلخی...

مرا در گرمابه افتاد که شیخ صلاح الدین را تواضعی زیادتی میکردم و شیخ صلاح الدّین تواضعی بسیار مـیکـرد

در مقابله آن تواضع شکایت کردم در دل آمد که تواضع را از حدّ میبری تواضع بتدریج بِه

 اوّل دستش بمالى بعـد

ازان پای اندک اندک بجایی برسانی که آن ظاهر نشود و ننمایـد و او خـوکـرده بـود

 لاجـرم نبایـدش در زحمـتافتادن و عوض خدمت ، خدمت کردن

 چون بتدریج او را خوگر آن تواضع کرده باشی دوسـتی را چنین


مولانا داره اهمیت اصل تدریج رو بیان میکنه در کل این فصل در بخشی که گذشت  میگه با کسی که حق بزرگتری بهش داشته رفته حمام و مولانا تواضع(احترام گذاشتن/خدمت کردن) میکرده و اون هی در جواب  تواضع بیشتری میکنه و مولانا دربرابر تواضع اون اعتراض میکنه و میفهمه که داره یکدفعه زیادی تواضع میکنه بنابر این میاد و مرحله مرحله از یک تواضع و خدمت کوچک شروع میکنه و هی کار رو بالا میبره ولی دیگه شیخ اعتراضی نمیکنه و میگه این درمورد دوستی کردن (باید اینطور رفتار کرد)


دشـمنی را چنین بایدکردن:

 اندک اندک بتدریج مثلا دشـمنی را اوّل انـدک انـدک نصـیحت بـدهی اگـر نشـنود

 آنگـه وی را بزنی اگر نشنود وی را از خـود دورکنـی 

در قـرآن مـیفرمایـد فَعِظُـوْهُنَّ وَاهْجُـرُوْهُنَّ فِـی الْمَضَـاجِعِ وَاْضـرِبوُهُنَّ و

 

و بعد میگه درمورد دشمنی هم باید اصل تدیج رو رعایت کرد اول نصیحت بکنی بعد بزنی :) و بعد از خودت دورش کنی و بعد شاهد مثال آیه قرآن رو میاره 


کارهای عالم بدین سان میرود نبینی صلح و دوستی بهار در آغاز اندک اندک گرمیی مینماید و آنگه بیشتر و در

درختان نگر که چون اندک اندک پیش میآیند اول تبسمی انگه اندک اندک رختها را از برگ و میوه پیدا میکند

و درویشانه و صوفیانه همه را در میان مینهد و هرچ دارد جمله درمیبازد پس کارهای عالم را و عقبی شتاب کـرد و در اول کار مبالغه نهد آنکار میسّر او نشد

 اگر ریاضت است طریقش چنین گفته اند که اگر منی نان میخورد هـر

روز در مسنگی کم کند بتدریج چنانک سالی و دو برنگذرد تا آن نان را به نیم من رسانیده باشد چنان کم کند کـه تـن

را کمی آن ننماید و همچنین عبادت وخلوت و روی آوردن بطاعت و نمـاز اگـر بکلّـی نمـاز میکـرد چـون در راه

حق درآید اوّل مدّتی پنج نماز را نگاه دارد بعد از آن زیادت میکند الى مالانهایه

 
و بعد میگه در مورد بهار هم همین اصله میگه گرم شدن و اینای بهار هم اندک اندک است و ...
و میگه در کار های عالم و عقبی کلا کسی که کار رو بر مبالغه گذاشت کار براش ممکن نشد
و در مورد ریاضت هم میگه اگر هدفت ریاضته اگر روزی یک من نان میخوری هر روز یک مقدار خیلی خیلی کمی از غذات رو کم کنی تا بعد از  یک سال و اندی خوارکش به نیم من می رسد. و در مورد عبادت هم میگه اول نماز های 5 گانه رو سفت کن و بعد زیاد کنید...


 عکس هم مال آخرهای اسفند ماهه پرچین های ورودی دانشگاه :)





بهاریه

محمد
۱۰ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

گر آب در یا کم شود، آنگه برو دلتنگ شو.

مولانا

محمد
۲۹ آذر ۹۵ ، ۰۹:۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر